هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

133

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اين نواحى آمده ، او نيز در همين حدود كشته شد . اين است كه مسافرت در عربستان سه چيز لازم دارد : قدرى احتياط و سوءظن بسيار و اسلحه مكمّل خوب . [ وادى وردان ] ما در وادى وردان منزل نموديم و شب را در آن‌جا صبح كرديم . در اطراف چادرهاى ما سنگ چخماق زياد به اشكال مختلفه وجود دارد . من بعضى از نمونه‌هاى آنها را جمع كردم . البته اهل خبر و مطالعه‌كنندگان مىدانند كه آنهايى از بشر و نوع ما كه در ازمنهء ماقبل تاريخى ، كه در حالت وحشىگرى و بدويّت زندگانى مىكردند و هنوز فلز را از سنگ بيرون نياورده و با آن آلات و ادوات براى « محاربه » و « مدافعه » و ساير لوازم حيات نساخته [ بودند ] ، اين حوائج خود را كليتا با سنگ چخماق مىپرداختند . و مردم با بصيرت دانند كه انسان اگرچه در هوش و ذكا و در عقل و دها « 1 » بر ساير حيوانات برترى و مزيّت داده ، يعنى خداوند تبارك و تعالى براى فهم مطالب و اختراع صنايع و بدايع و تكلّم و بيان ما فى الضّمير ، بسا قوّه‌ها به انسان عنايت فرموده ، ولى در دفاع و پرهيز از شرّ و اذيّت شرير و موذى از حيوانات بيچاره‌تر است . « مخلب » « 2 » و « چنگالى » كه بدان دفع دشمن كند يا صيدى به كف آرد و او را بكشد و بخورد ، ندارد و مىبايد با شعور خداداده ، به « ابداع » و « اختراع » اسباب و افزار پردازد ، تا لوازم حيات خود را فراهم آورد . پس در اوايل خلقت ، كه هنوز كارى نشده و از وجود فلزات در معادن و احجار بىخبر بودند ، يا تدبير استخراج آن [ را ] نمىدانستند ، در محاربه و مدافعه سنگ چخماق به كار مىبردند ؛ چه اين سنگ نسبت به ساير احجار « صلب‌تر » و « برنده‌تر » و براى اجراى آن مقاصد « حاضرتر » است . بنابراين مقدمه و نظر به فراوانى سنگ چخماق در اين نقطه و اشكال مختلفهء آن ، كه بعضى به پيكان شبيه است و برخى به نوك سنان ؛ « 3 » من گمان كردم [ كه ] هم‌جنسان قبل از تاريخى ما در اين‌جا كارخانه [ اى ] داشته ، كه از اين سنگ اسلحهء جنگ

--> ( 1 ) . زيركى ، هوشمندى . ( 2 ) . چنگال . ( 3 ) . سرنيزه .